السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
21
تفسير الميزان ( فارسي )
قبطى را بزد اما زدن همان و افتادن و مردن قبطى همان . موسى با خود گفت : اين از عمل شيطان بود كه او دشمنى است گمراه كننده و آشكار ( 15 ) . گفت پروردگارا من به خود ستم كردم اثر اين جرم را محو كن و خدا هم اثر آن را محو كرد آرى خدا آمرزنده مهربان است ( 16 ) . موسى گفت پروردگارا به خاطر اين نعمت كه به من ارزانى داشتى تا آخر عمرم هرگز پشتيبان مجرمين نمىشوم ( 17 ) . فرداى آن روز در شهر نگران مىگشت كه ناگهان همان شخص ديروزى را ديد كه داشت او را به يارى مىطلبيد و از دور صدايش مىزد موسى به او گفت : تو گمراهى آشكارى ( 18 ) . همين كه خواست دست به دشمن او و دشمن خودش بيازد مرد گفت : اى موسى مىخواهى مرا هم بكشى آن چنان كه ديروز كسى را كشتى ، معلوم مىشود تو جز اين بنايى ندارى كه در زمين جبارى كنى و نمىخواهى از صلح جويان باشى ( 19 ) . و از آخر شهر ( كه قصر فرعون در آنجا بود ) مردى دوان دوان بيامد و گفت : اى موسى درباريان مشورت مىكردند كه تو را بكشند بيرون شو كه من از خيرخواهان توام ( 20 ) . موسى نگران از شهر خارج شد و گفت : پروردگارا مرا از شر مردم ستمگر نجات ده ( 21 ) . بيان آيات اين آيات فصل دوم از داستان موسى ( ع ) را بيان مىكند ، و در آن ، قسمتى از حوادث را كه بعد از رسيدنش به حد بلوغ پيش آمده ، و به بيرون شدنش از مصر و رفتنش به سوى مدين انجاميد ، ذكر مىفرمايد . * ( « وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها . . . » ) * ترديدى نيست در اينكه آن شهرى كه موسى بى خبر اهل آن وارد آن شد همان شهر مصر بوده ، و تا آن روز داخل مصر نشده بود ، چون نزد فرعون زندگى مىكرده ، و از آن استفاده مىشود كه قصر فرعون در خارج شهر مصر بوده ، و موسى از آن قصر بيرون شده ، و بدون اطلاع مردم شهر به شهر وارد شده ، مؤيد اين احتمال جمله * ( « وَجاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى » ) * است ، كه در چند آيه بعد است ، و مىرساند آن كسى كه به شهر آمد و به موسى ( ع ) اعلام خطر كرد كه درباريان دارند براى كشتنت مشورت مىكنند ، از بيرون شهر آمد . و منظور از هنگام غفلت مردم شهر ، وقتى است كه مردم دكانها و بازارها را تعطيل